سبک زندگی ایگناسیو توراس

آبان ۱, ۱۴۰۵ ۱۰:۵۵ ق٫ظ

عنوان مقاله:

سبک زندگی ایگناسیو توراس

در حالی که تصور عمومی از یک تاجر و تریدر موفق، فردی است که شبانه‌روز پشت مانیتورها می‌نشیند و هر لحظه را با استرس و فشار روانی سپری می‌کند، زندگی ایگناسیو توراس (Ignacio Torras) روایت دیگری است.

سبک زندگی ایگناسیو توراس

امپراتوری شیمی که با چرت روزانه و فوتبال خود را شارژ می‌کند

در حالی که تصور عمومی از یک تاجر و تریدر موفق، فردی است که شبانه‌روز پشت مانیتورها می‌نشیند و هر لحظه را با استرس و فشار روانی سپری می‌کند، زندگی ایگناسیو توراس (Ignacio Torras) روایت دیگری است. این تاجر اسپانیایی‌تبار ۶۱ ساله که شرکت ترید مواد شیمیایی «ترایکون انرژی» (Tricon Energy) را با درآمد سالانه ۱۳ میلیارد دلار به یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های خصوصی آمریکا تبدیل کرده، سبک زندگی متفاوتی دارد: او هر روز بعدازظهر یک چرت کوتاه می‌زند . نه در خلوت و پنهانی، بلکه روی صندلی سفید چرمی اش در گوشه دفتر شیشه‌ای اش، درست در مقابل چشمان تیم معاملاتی‌اش. توراس معتقد است نیازی به چرت طولانی نیست؛ فقط «به اندازه‌ای که ذهن پاک شود» .

از بارسلونای ورشکسته تا تاجری در تگزاس

داستان توراس از جایی شروع می‌شود که شاید کمتر کسی حدس بزند. او در بارسلونای اسپانیا در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا آمد که صاحب کارخانه‌های کاغذ و روزنامه بودند. اما رکود اقتصادی دهه ۱۹۷۰ همه چیز را از آنها گرفت. در سال ۱۹۸۲، زمانی که ۱۸ سال داشت، خانواده‌اش به سائوپائولو برزیل مهاجرت کردند تا از صفر شروع کنند . در همان سال‌ها بود که پدرش به بیماری «ای‌ال‌اس» (ALS) مبتلا شد و ایگناسیو ۲۲ ساله مجبور شد مدیریت کسب‌وکار کوچک تجارت مواد شیمیایی را به دست بگیرد. تجربه‌ای که به او آموخت «به دست آوردن هر دلار کلی تلاش می‌خواهد» .

حالا، چهار دهه بعد، توراس مالک شرکتی است که سالانه ۲۴ میلیون تن مواد شیمیایی را در سراسر جهان جابه‌جا می‌کند؛ از پلی‌اتیلن گرفته تا متانول و زایلین. خودش می‌گوید: «ما والمارت مواد شیمیایی هستیم» .

## چرت بعدازظهر، فوتبال و رستوران‌های میشلن

شاید عجیب‌ترین عادت توراس، همان چرت روزانه‌ای باشد که دیگران را شگفت‌زده می‌کند. اما این تنها راز او برای حفظ انرژی نیست. او هر روز ساعت ۴ صبح بیدار می‌شود، اوضاع بازارهای آسیایی را چک می‌کند و سپس روز خود را با ترکیبی از تجارت، ورزش، و امور خیریه سپری می‌کند .

توراس در حیاط خلوت خانه اسپانیایی‌اش در هیوستون، یک زمین فوتبال ساخته و هر دو هفته یک بار مسابقات دوستانه برگزار می‌کند. اما فراتر از یک سرگرمی، او تیمی به نام «یونایتد جنیوین اف‌سی» (United Genuine FC) تأسیس کرده که تماماً از بازیکنان «نورودایورژنت» (افراد با تفاوت‌های عصبی مانند اوتیسم) تشکیل شده است . هزینه سالانه این تیم بیش از ۲ میلیون دلار است که توراس با کمک اسپانسرهایی مثل بانک آو آمریکا و گویا تأمین می‌کند. هر سال تورنومنت «جنیوین کاپ» را با حضور ۸۰۰ بازیکن و ۳۰ تیم از سراسر جهان در ورزشگاه دانشگاه رایس برگزار می‌کند. به گفته خودش: «برای افراد اوتیستیک، بزرگ‌ترین چالش ارتباط با دیگران است. ورزش تیمی این ارتباط را به شکل چشمگیری بهبود می‌بخشد» .

او علاوه بر این، صاحب دو رستوران اسپانیایی در هیوستون است که یکی از آنها رستوران «بی‌سی‌ان تِیست اند ترادیشن» (BCN Taste & Tradition) ستاره میشلن دارد . شعار شرکتش اما جنگ‌طلبانست: «دو ساعت بیشتر از رقبا کار کن» (W2MTC – Work Two More Hours Than the Competition) . تضاد جالبی با آن چرت بعدازظهر، نه؟

فرهنگ رادیکال شفافیت (با الهام از رهبران پیشین)

جالب است که توراس سبک مدیریتی‌اش را از رهبران بزرگی مثل ری دالیو (Ray Dalio) الهام گرفته است. دالیو، بنیانگذار بریجواتر اسوشیتس (بزرگ‌ترین صندوق تامینی جهان با ۹۷ میلیارد دلار دارایی)، عادت عجیب دیگری دارد: او ۴۰ دقیقه در روز (۲۰ دقیقه صبح و ۲۰ دقیقه عصر) مراقبه (مدیتیشن) می‌کند و معتقد است «هر موفقیتی که در زندگی داشته‌ام، بیشتر از هر چیز دیگر مدیون مدیتیشن من است» . دالیو این کار را از سال ۱۹۶۸ و پس از الهام گرفتن از گروه بیتلز شروع کرده و تا امروز ادامه داده است. هر جلسه مدیتیشن را «یک تعطیلات ۲۰ دقیقه‌ای» می‌نامد که ذهن را آرام کرده و کمک می‌کند تصمیمات بهتری بگیرد .

دالیو همچنین فلسفه «شفافیت رادیکال» را در بریجواتر پیاده کرده: تمام جلسات ضبط و در دسترس کل سازمان قرار دارد و کارمندان در هر سطحی تشویق می‌شوند از همکاران خود انتقاد سازنده کنند . خودش می‌گوید از کودکی از مدرسه متنفر بود چون نمی‌توانست کاربرد عملی برای چیزهایی که مجبور به حفظ کردنشان بود پیدا کند. در ۱۲ سالگی اولین سرمایه‌گذاری‌اش را در بازار سهام انجام داد و از آن موقع تا حالا، هر کاری که کرده «فقط چیزی بوده که برای رسیدن به خواسته‌اش لازم بوده» .

پائول تودور جونز؛ قماربازی که پیشگوی سقوط ۱۹۸۷ شد

اما اگر از سبک زندگی آرام دالیو و توراس فاصله بگیریم و سری به دهه ۸۰ میلادی بزنیم، به شخصیت متفاوت‌تری می‌رسیم: پائول تودور جونز (Paul Tudor Jones). این تریدر افسانه‌ای که در ۳۲ سالگی بیش از ۱۲۵ میلیون دلار مدیریت می‌کرد، شهرتش را مدیون پیش‌بینی دقیق سقوط تاریخی «دوشنبه سیاه» در اکتبر ۱۹۸۷ است؛ روزی که میانگین صنعتی داود جونز بیش از ۲۲٪ سقوط کرد و جونز با فروش استقراضی (short selling) سهام، ثروتش را سه برابر کرد .

جونز اما استعدادش در معامله‌گری را مدیون چیز دیگری می‌داند: عشق به بازی. او در مصاحبه‌ای با لوید بلنکفین (مدیرعامل گلدمن ساکس) گفته: «من احتمالاً تریدر شدم چون وقتی واقعاً کوچک بودم، شیفته بازی بودم. هر بازی‌ای که وجود داشت را انجام می‌دادم: مونوپولی، لایف، پارچیزی، پوکر. ساعت‌ها ورق سولیتِر می‌زدم. من عاشق بازی کردن بودم» . در دانشگاه ویرجینیا شطرنج و تخته‌نرد یاد گرفت و شرطبند برادری‌اش (fraternity) بود. به شوخی می‌گوید: «تا وقتی دانشگاه را تمام کردم، احتمالاً حداقل مدرک فوق‌لیسانس در نظریه احتمالات داشتم» .

جونز عادات عجیبی هم در معاملات داشت: ساعت ۴ صبح بیدار می‌شد تا طلای هنگ‌کنگ را معامله کند یا یکشنبه‌ها به نیوزیلند زنگ می‌زد تا فارکس بخرد . بالای مانیتورهای معاملاتی‌اش یک اسباب‌بازی «گودزیلا» می‌گذاشت تا خرس‌ها (بازار نزولی) را بترساند و گاهی برای خوش‌شانسی کفش‌های تنیس خود را می‌پوشید . اما مهم‌ترین درس جونز برای هر تریدری شاید این باشد: اشتباهات را سریع بپذیر و ادامه بده. در مستندی که از او ساخته شده، چندین بار اشتباه می‌کند و میلیون‌ها دلار ضرر می‌کند، اما بلافاصله می‌پذیرد و معامله بعدی را شروع می‌کند . نقل قول معروفش: «اگر زندگی از حالت تجربه‌آموز بودن خارج شود، احتمالاً دیگر از رختخواب هم بلند نمی‌شوم» .

دیوید تیپر؛ از گلدمن ساکس تا صدرنشینی جهان

دیوید تیپر (David Tepper) نیز مسیر مشابهی دارد؛ با این تفاوت که برخلاف جونز که از کودکی عاشق بازی بود، تیپر از یک خانواده کاملاً متوسط شروع کرد. پدرش حسابدار و مادرش معلم مدرسه بود و خودش در چهار سالگی آنقدر در ریاضیات استعداد داشت که خواهر بزرگترش او را به مدرسه می‌برد تا تکالیف ریاضی‌اش را انجام دهد . اما اولین تجربه سرمایه‌گذاری‌اش در دبیرستان فاجعه بود: سهام شرکتی به قیمت ۲ دلار خرید و بعداً شرکت ورشکست شد و همه دارایی‌اش را از دست داد .

تیپر پس از گرفتن MBA از دانشگاه کارنگی ملون (که بعداً ۵۵ میلیون دلار به آن کمک کرد و اسم دانشکده به «مدرسه کسب‌وکار تیپر» تغییر یافت)، وارد گلدمن ساکس شد. او در آنجا به بخش اوراق قرضه زباله (Junk Bonds) رفت؛ بخشی که «کنار دستشویی زنان قرار داشت چون می‌خواستند آن را پنهان کنند» . اما تیپر در همین حوزه ناشناخته درخشید و پس از ۸ سال، با ۷ میلیون دلار سرمایه شخصی و ۵۰ میلیون دلار سرمایه جذب‌شده، صندوق خود به نام «آپالوسا منیجمنت» را تأسیس کرد .

نقطه عطف زندگی تیپر اما بحران ۲۰۰۸ بود. در حالی که همه سرمایه‌گذاران از سهام بانک‌ها فرار می‌کردند، تیپر با این باور که دولت آمریکا اجازه سقوط بانک‌های بزرگ را نخواهد داد، سهام بانک آمریکا را با قیمت میانگین ۳.۷۲ دلار خرید. ده ماه بعد همان سهام را با قیمت ۱۵.۷۹ دلار فروخت و ۱۳۲٪ سود کرد . درآمد شخصی او در آن سال ۴ میلیارد دلار بود و لقب «پردرآمدترین مدیر صندوق تامینی جهان» را برای دو سال متوالی از آن خود کرد .

تیپر اما برخلاف بسیاری از همکارانش، به «کارما» اعتقاد جدی دارد. در کنفرانسی در لاس‌وگاس از او پرسیدند: «آیا به آن چیزها اعتقاد داری؟» و جواب داد: «آیا باور دارم؟ البته که به آن مزخرفات اعتقاد دارم!» . نصیحت او به جوانان نیز ساده است: «کرم ضدآفتاب بزنید و حتماً کاری را که به آن عشق دارید انجام دهید» .

درس مشترک؛ روتین، نه راز

اگر یک نقطه اشتراک در میان سبک زندگی این تریدرها و کارآفرینان موفق پیدا کنیم، «روتین» (Routine) است. چه چرت بعدازظهر توراس، چه مدیتیشن ۴۰ دقیقه‌ای دالیو، چه کفش‌های تنیس خوش‌شانس جونز، و چه صبح‌های زود و مطالعه ۵۰۰ صفحه در روز وارن بافت. تحقیقات نشان داده افراد موفق وال‌استریت از تکنیک‌های عجیب «بیوهکینگ» (biohacking) استفاده نمی‌کنند؛ آنها صبح‌های زود بیدار می‌شوند، ورزش می‌کنند، با خانواده وقت می‌گذرانند و یک «زمان مقدس» قبل از شروع روز دارند . کوین کولویچ، سرمایه‌گذار بانک موئلیس، ۹۰ دقیقه بین ۵:۳۰ تا ۷ صبح را «زمان مقدس» خود می‌نامد و مارک ژو از بلک‌استون هر روز صبح دو ماست یوگرت (موز و بلوبری) را به ترتیب مشخص می‌خورد تا احساس ثبات و توالی به زندگی‌اش بدهد .

توراس در یک جمله فلسفه زندگی‌اش را خلاصه می‌کند: «شب به دنبال روز می‌آید. برای برگشت چرخه آماده باش، چون برمی‌گردد. همیشه برمی‌گردد» .

جدیدترین مقالات