کاهش اخیر قیمت دلار و طلا را نباید صرفاً یک نوسان عادی در بازار تلقی کرد. واقعیت این است که بازار ارز ایران طی سالهای گذشته بیش از آنکه تحت تأثیر متغیرهای کلاسیک اقتصادی باشد، به شدت از ریسکهای سیاسی و انتظارات روانی تأثیر پذیرفته است. بخش مهمی از قیمت فعلی دلار در ایران، تنها منعکسکننده ارزش ذاتی ارز نیست؛ بلکه ترکیبی از نااطمینانی سیاسی، نگرانی نسبت به آینده اقتصاد، محدودیتهای مالی و تجاری، ریسک تحریمها و ترس از تشدید تنشهای منطقهای است. طبیعی است که با کاهش نسبی این نگرانیها، بازار وارد فاز اصلاحی شود و بخشی از رشدهای قبلی تخلیه گردد.
در همین چارچوب باید میان «اثر روانی توافق» و «اثر واقعی اقتصادی توافق» تفاوت قائل شد. بازارها معمولاً پیش از وقوع اتفاقات واکنش نشان میدهند؛ بنابراین حتی افزایش احتمال توافق نیز میتواند موجب کاهش قابل توجه قیمت دلار شود، بدون آنکه هنوز تغییری عملی در ساختار اقتصادی کشور رخ داده باشد.
توافق؛ مُسکن موقت یا درمان اقتصاد؟
این تصور که حصول توافق میتواند اقتصاد ایران را به سرعت به شرایط سالهای ابتدایی برجام بازگرداند، با واقعیتهای فعلی اقتصاد کشور همخوانی ندارد. اقتصاد ایران امروز صرفاً با مسئله تحریم مواجه نیست؛ بلکه با مجموعهای از چالشهای عمیق و ساختاری روبهروست؛ از جمله تورم مزمن، کسری بودجه سنگین، رشد مداوم نقدینگی، ناترازی نظام بانکی، افت سرمایهگذاری و کاهش اعتماد عمومی به ثبات اقتصادی.
بدون تردید توافق میتواند بخشی از فشارها را کاهش دهد؛ دسترسی به منابع ارزی را تسهیل کند، فروش نفت را بهبود بخشد و بخشی از ریسک سیاسی را از فضای اقتصادی حذف کند. با این حال، این عوامل به تنهایی برای درمان مشکلات انباشته اقتصاد کافی نخواهند بود.
به همین دلیل، در صورت انتشار اخبار مثبت سیاسی، احتمال واکنش هیجانی بازار و حتی اصلاحهای سنگین کوتاهمدت در نرخ ارز وجود دارد. تجربه سالهای گذشته نشان داده بازار ارز ایران در مواجهه با اخبار سیاسی، چه در روندهای صعودی و چه نزولی، معمولاً رفتارهای هیجانی و افراطی از خود نشان میدهد. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا چنین کاهشهایی میتواند پایدار بماند یا صرفاً یک واکنش مقطعی خواهد بود؟
اقتصاد شکنندهای که حتی طاقت یک روز جنگ را نداشت
نوروز ۱۴۰۴ دلار تا محدوده ۱۰۷ هزار تومان رشد کرد و در همان مقطع بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند بازار وارد محدوده اشباع هیجانی شده است. پس از انتشار اخبار مذاکرات، دلار به سرعت تا محدوده ۷۸ هزار تومان عقبنشینی کرد؛ حرکتی که برخی آن را آغاز یک روند نزولی بلندمدت دانستند و برخی دیگر صرفاً آن را اصلاحی موقت در روند کلی بازار تلقی کردند.
واقعیت این است که اقتصاد ایران اکنون در شرایطی قرار دارد که حتی نرخهای فعلی دلار نیز لزوماً گران محسوب نمیشوند.
با توجه به سطح بالای تورم، هزینههای گسترده ناشی از جنگ و تنشهای منطقهای، فشارهای بودجهای دولت، مشکلات تجارت خارجی و کاهش مستمر ارزش پول ملی، میتوان استدلال کرد که نرخهای فعلی ارز تا حدی تحت کنترل سیاستگذار و فضای روانی بازار قرار دارند.
در ماههای اخیر، بازارساز از ابزارهایی مانند عرضه گسترده شمش، مدیریت انتظارات و کنترل هیجانات خبری استفاده کرده تا از جهشهای شدید نرخ ارز جلوگیری کند. اما این اقدامات الزاماً به معنای حل ریشهای مشکلات اقتصادی نیست.
در صورتی که آثار کامل تورم انباشته، هزینههای جنگ و فشارهای مالی به صورت کامل در اقتصاد نمایان شود، مشاهده نرخهای بسیار بالاتر برای دلار در میانمدت و بلندمدت، سناریوی دور از ذهنی نخواهد بود.
سناریوی تکنیکال؛ کف واقعی دلار کجاست؟
از منظر تکنیکال نیز بازار وارد محدوده حساسی شده است.در فروردین سال گذشته، دلار یکی از سنگینترین اصلاحهای چند سال اخیر را تجربه کرد و حدود ۲۵ درصد کاهش یافت. اگر بخواهیم همان الگو را بر قیمتهای فعلی تطبیق دهیم، دلار میتواند تا محدوده ۱۴۵ هزار تومان نیز اصلاح کند؛ اما تحقق چنین سناریویی نیازمند یک شوک سیاسی بسیار قوی و توافقی فراتر از انتظارات فعلی بازار خواهد بود.
ن حال، حتی در صورت وقوع چنین ریزشی نیز احتمالاً بازار در آن سطوح با افزایش تقاضا و بازگشت خریداران مواجه خواهد شد؛ زیرا متغیرهای بنیادین اقتصاد همچنان در جهت تضعیف ارزش پول ملی عمل میکنند.
در سناریوی واقعبینانهتر، اگر فضای سیاسی به سمت آرامش حرکت کند، محدودههای ۱۶۰ تا ۱۶۶ هزار تومان میتوانند بهعنوان حمایتهای مهم دلار عمل کنند و مانع از اصلاح عمیقتر بازار شوند.
در نهایت باید توجه داشت که مسیر بلندمدت بازار ارز، بیش از هر چیز تحت تأثیر تورم، رشد نقدینگی، وضعیت بودجه دولت و اعتماد عمومی به اقتصاد قرار دارد؛ متغیرهایی که تاکنون نشانهای از اصلاح پایدار در آنها مشاهده نشده است.






