صعود یک هفته ای دلار به قله ۱۹۵ هزار تومان
بازار ارز دومین روز هفته را در شرایطی آغاز میکند که بیش از هر زمان دیگری در محاصره ریسکهای سیاسی و ژئوپلیتیکی قرار گرفته است. در مقطع فعلی، اخبار سیاسی دیگر تنها یک محرک کوتاهمدت برای نوسانات قیمت نیستند، بلکه به مهمترین متغیر اثرگذار بر انتظارات فعالان بازار تبدیل شدهاند. معاملهگران اکنون بیش از آنکه به سیاستهای پولی، نرخ بهره یا حتی متغیرهای سنتی اقتصاد کلان توجه کنند، مسیر تحولات میدانی و پیامدهای اقتصادی آن را دنبال میکنند.
همزمان با تشدید تنشها از هفدهم تیرماه، دلار بدون آنکه فرصت اصلاح معناداری پیدا کند، وارد یک روند صعودی پرشتاب شد؛ روندی که در نهایت به شکسته شدن سقف تاریخی قیمت انجامید. دلار که در ابتدای این موج در محدوده ۱۷۵ هزار تومان قرار داشت، اکنون به حوالی ۱۹۴.۵ هزار تومان رسیده و طی مدت کوتاهی بیش از ۱۰.۵ درصد رشد کرده است. این رشد نشان میدهد بازار، ریسکهای جدید را نه بهعنوان یک شوک مقطعی، بلکه بهعنوان عاملی اثرگذار بر آینده اقتصاد کشور قیمتگذاری کرده است.
اما آنچه این صعود را از جهشهای گذشته متمایز میکند، تنها سرعت افزایش قیمت نیست؛ بلکه کیفیت این حرکت است. بازار این بار با ورود همزمان تقاضای واقعی، افزایش انتظارات تورمی و نگرانی از کاهش درآمدهای ارزی، وارد فازی شده که میتواند ماندگاری بیشتری نسبت به موجهای هیجانی گذشته داشته باشد.
………………………………………………………………..
بیشتر بخوانید : سناریوهای پیش روی دلار در بازار آزاد
………………………………………………………………..
چرا این بار واکنش دلار متفاوت است؟
در نگاه نخست شاید این سؤال مطرح شود که چرا بازار ارز در نخستین دوره درگیریها نهتنها جهش نکرد، بلکه کاهش قیمت را نیز تجربه کرد، اما اکنون با شدت بیشتری در مسیر صعود قرار گرفته است.
برای پاسخ به این سؤال باید شرایط اقتصادی دو مقطع را از یکدیگر تفکیک کرد. در زمان آغاز جنگ در نهم اسفندماه، نرخ دلار در محدوده ۱۶۶.۵ هزار تومان قرار داشت. با گسترش درگیریها، بخش بزرگی از فعالیتهای اقتصادی کشور متوقف شد. بسیاری از بازارها عملاً تعطیل شدند، معاملات کاهش یافت و همزمان تعطیلات نوروز نیز آغاز شد. در نتیجه، بخش عمدهای از تقاضای واقعی ارز از بازار حذف شد و همین موضوع باعث شد دلار در نخستین روز آتشبس، یعنی هجدهم فروردین، تا محدوده ۱۶۲.۴ هزار تومان عقبنشینی کند؛ افتی نزدیک به ۲.۵ درصد.
بنابراین کاهش قیمت آن مقطع، نشانه بهبود شرایط اقتصادی یا افزایش عرضه ارز نبود؛ بلکه محصول رکود اجباری اقتصاد و افت شدید تقاضا بود. زمانی که تجارت، واردات، تولید و بخش بزرگی از فعالیتهای اقتصادی متوقف میشوند، نیاز به ارز نیز بهطور طبیعی کاهش پیدا میکند و بازار وارد فاز سکون میشود.
تقاضای پنهان چگونه دوباره بازار را بیدار کرد؟
با اعلام آتشبس، اقتصاد به تدریج از وضعیت نیمهتعطیل خارج شد. کسبوکارها فعالیت خود را از سر گرفتند، جریان مبادلات اقتصادی افزایش یافت و تقاضایی که طی هفتههای گذشته سرکوب شده بود، دوباره وارد بازار ارز شد.
نتیجه این اتفاق، رشد تدریجی دلار تا محدوده ۱۹۰ هزار تومان در چهاردهم تیرماه بود. البته پس از انتشار خبر امضای تفاهمنامه، بازار تحت تأثیر موجی از خوشبینی، وارد یک اصلاح هیجانی شد و نرخ دلار تا محدوده ۱۵۳ هزار تومان کاهش یافت. اما این افت دوام چندانی نداشت؛ زیرا متغیرهای بنیادی اقتصاد تغییری نکرده بودند.
از همان محدوده ۱۵۳ هزار تومان، دلار بدون وجود یک شوک سیاسی بزرگ، دوباره مسیر صعود را آغاز کرد و تا محدوده ۱۷۵ هزار تومان افزایش یافت. این بخش از روند صعودی اهمیت ویژهای دارد، زیرا برخلاف بسیاری از جهشهای گذشته، حاصل هیجان معاملهگران نبود؛ بلکه بازتاب مستقیم واقعیتهای اقتصاد ایران بود.
دلار، آینه تمامنمای اقتصاد
رشد نرخ دلار از ۱۵۳ هزار تومان تا ۱۷۵ هزار تومان را باید یکی از شفافترین واکنشهای بازار به شرایط اقتصاد کلان دانست. این افزایش، پیش از آنکه محصول فضای روانی باشد، نتیجه انباشته شدن هزینههایی بود که طی ماههای گذشته بر اقتصاد کشور تحمیل شد.
هزینههای گسترده ناشی از جنگ، آسیب به زیرساختهای تولید و پالایشگاهی، افزایش کسری بودجه، رشد پایه پولی، تشدید انتظارات تورمی و کاهش ظرفیت درآمدهای ارزی، همگی به تدریج ارزش پول ملی را تحت فشار قرار دادند. بازار ارز نیز این فشارها را بهصورت افزایش قیمت دلار منعکس کرد.
به بیان دیگر، حرکت دلار از کف ۱۵۳ هزار تومان تا محدوده ۱۷۵ هزار تومان، بیش از هر چیز تصویر واقعی اقتصاد کشور بود؛ اقتصادی که با رشد هزینهها، کاهش منابع ارزی و افزایش نااطمینانی مواجه شده و بازار ارز نخستین جایی است که این تغییرات را منعکس میکند.
………………………………………………………………..
بیشتر بخوانید : علل عقب نشینی دلار از ۱۹۵ هزار تومان
………………………………………………………………..
موج دوم تنشها؛ این بار اقتصاد تعطیل نشد
از هفدهم تیرماه، بازار وارد مرحله جدیدی شد. تفاوت اصلی این دوره با نخستین موج درگیریها در آن بود که اقتصاد کشور دیگر وارد وضعیت تعطیلی نشد. فعالیت واحدهای اقتصادی ادامه پیدا کرد، معاملات متوقف نشد و تقاضای واقعی برای ارز همچنان در بازار حضور داشت.
همین مسئله باعث شد این بار، شوک سیاسی مستقیماً بر تقاضای فعال سوار شود. در نتیجه، برخلاف دوره نخست که کاهش تقاضا مانع رشد قیمتها شده بود، اکنون هم ریسکهای سیاسی افزایش یافته و هم تقاضای واقعی همچنان پابرجاست. این ترکیب، یکی از قویترین محرکهای رشد نرخ ارز محسوب میشود.
از سوی دیگر، شدت گرفتن درگیریها در جنوب کشور نگرانیها درباره صادرات و درآمدهای ارزی را نیز افزایش داده است. بخش قابل توجهی از ارز کشور از محل صادرات نفت و فرآوردههای نفتی تأمین میشود و هرگونه اختلال در این مسیر، مستقیماً عرضه ارز را کاهش میدهد. هنگامی که عرضه با محدودیت مواجه شود و همزمان تقاضا افزایش یابد، نتیجه طبیعی آن، رشد نرخ دلار خواهد بود.
در واقع، بازار تنها به اخبار نظامی واکنش نشان نمیدهد؛ بلکه پیامدهای اقتصادی این تحولات را نیز پیشخور میکند. کاهش درآمدهای ارزی، افزایش هزینههای دولت، فشار بر بودجه و رشد انتظارات تورمی، مجموعه عواملی هستند که معاملهگران از هماکنون در قیمت دلار منعکس کردهاند.
مقالات مرتبط :
دلار، سکه را از ۱۸۰ میلیون عبور داد






